14.00

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid windowtext 1.0pt; mso-border-alt:solid windowtext .5pt; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid windowtext; mso-border-insidev:.5pt solid windowtext; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

چکیده :

خداوند قرآن را براى هدايت بشر فرو فرستاده است. يكى از راه هاى برخوردارى از هدايت قرآن، ترجمه ی روان، بدون ابهام و زودياب آن است. نقد ترجمه هاى قرآن يكى از راهبردهاى رسيدن به ترجمه هايى با ويژگى هاى پيش گفته است. در اين مقاله به بررسى ترجمه ی فعل مقاربه ی « كاد/ يكاد » در ترجمه آقايان مكارم شیرازی، فولادوند، خرمشاهى و كريم زمانى پرداخته ايم. اين مترجمان در ترجمه ی « كاد » معادل « نزديك بود» و در ترجمه ی « يكاد » معادل « نزديك است » را به كار برده اند. آقاى فولادوند و كريم زمانى در ترجمه ی اين دو فعل علاوه بر معادل بيان شده، از معادل « چيزى نمانده بود » براى « كاد» و « چيزى نمانده است » براى « يكاد » نيز استفاده كرده اند. برخى از مترجمان يادشده در ترجمه ی« لايكاد » و « لم يكد » معادل « نزديك نيست » يا « نزديك است » را به كار برده اند كه نادرست است. در ترجمه ی اين دو فعل بايد از معادل « نمى تواند » استفاده كرد .

كليدواژه ها :

( ترجمه، كاد، يكاد، لايكاد، لم يكد )

مقدمه :

زبان، یکی از استعدادهای شگفت انگیز و درخشان بشر است؛‌ زیرا در میان آفریدگان، انسان تنها موجودی است که زبان ملفوظ دارد و می‌تواند بدین وسیله افکار و عواطف خود را به دقت به دیگران انتقال دهد. بنابراین، زبان مهم‌ترین وسیله ی ارتباط بین مردم و بزرگ‌ترین عامل تشکیل اجتماعات و فرهنگ و تمدن و علم و هنر است. از این‌ رو از دیر باز مورد بررسی پژوهشگران بوده و قواعد آن به وسیله ی دستور نویسان مورد مطالعه قرار گرفته است. از آنجا که هر زبان برای انتقال معانی و مفاهیم، ساختار ویژه خود را دارد، این ساختار متناسب با فهم عرفی اهل آن زبان شکل می‌گیرد و بدیهی است در برگردان هر متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد، لحاظ نمودن این ویژگی‌ها بر مترجم ضرورت دارد .

 

« شناخت بنای صرفی و قوانین آن و تصریف کلمات و آنچه که باعث تغییر در کلمات می‌شود، و همچنین معنای جدیدی که به واسطه آن تغییر پیدا می‌شود، از ضروریاتی است که مترجم باید آن را خوب بداند.» (شکیب انصاری:۱۳۸۱،32)

برخی دیگر بر این باورند که دانستن معنای تک تک کلمات و تعبیرات منجر به درک کلی متن نمی‌شود مگر آنکه مترجم دستور زبان آن متن را بداند . (فاتحی نژاد:۱۳۸۰،5)

از آنجا كه هدف خداوند از نزول قرآن هدايت بشر است، بايد همگان از اين هدايت برخوردار شوند. ترجمه ی قرآن به صورت خوشخوان و روان و زودياب يكى از راه هايى است كه مى توان مفاهيم و محتواى آيات را در اختيار عموم مردم قرار داد و از اين طريق راه را براى هدايت بخشى قرآن کریم هموارتر ساخت ترجمه ی قرآن بايد به صورتى باشد كه خواننده به آسانى و شفاف و بدون هيچ ابهامى به مراد آيات الهى در حد ترجمه دست يابد و بدين سان از هدايت قرآن برخوردار گردد.

تا آنجا که بررسى كردیم تاكنون سه مقاله درباره معناى فعل هاى «كاد/ يكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» نوشته شده است:

1)       احمد الحوفى، «معنى (كاد) فى الاثبات والنفى». در اين مقاله معناى فعل هاى «كاد»، «ماكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» در قرآن و اشعار عرب در كانون بررسى قرار گرفته است. او به اين نتيجه رسيده كه «كاد/ يكاد» به معناى در شرف انجام گرفتن عمل است، اما انجام نخواهد گرفت. معناى منفى آن (ماكاد / لايكاد و لم يكد) اين است كه عمل در آستانه انجام نيست تا اينكه انجام بپذيرد. نگارنده اين مقاله در بيان مطالب بيان شده از تفاسير استفاده نكرده است. ديگر آنكه چون نگارنده اين مقاله عرب زبان بوده به نقد و بررسى چند و چون ترجمه ی اين فعل ها در ترجمه هاى فارسى قرآن نپرداخته است و در نتيجه سخنى درباره معادل «لايكاد و لم يكد» به ميان نياورده است.

2)      سيدبابك فرزانه، «معناى فعل كاد در قرآن». نگارنده اين مقاله فقط معناى فعل هاى «كاد»، «ماكاد»، «يكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» را در قرآن بررسى كرده است. وى به چگونگى ترجمه اين فعل ها در ترجمه هاى فارسى قرآن نپرداخته است. همچنين درباره معادل «لايكاد» و «لم يكد» اظهارنظر ننموده است.

3)     جواد آسه، «درنگى در ترجمه فعل‏ هاى «كاد/ يكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» در ترجمه‏ هاى قرآن» در اين مقاله به بررسى ترجمه فعل‏هاى «كاد/ يكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» در ترجمه های قرآن کریم پرداخته است.

در اين مقاله نخست فعل « كاد/ يكاد» را از نظر نحوى بررسى مى كنيم. سپس به ترجمه ی آن دو در ترجمه هاى آقايان مكارم شیرازی، فولادوند، خرمشاهى و كريم زمانى اشاره خواهيم كرد. آن گاه به تفاوت معنايى « يكاد»، « لايكاد» و « لم يكد» مى پردازيم. سرانجام نگاهى به ترجمه ی فعل « لايكاد » و « لم يكد » در ترجمه هاى پيش گفته، خواهيم افكند .

روش تحقيق:

روش تحقیق در اين مقاله به صورت كتابخانه اى و روش بررسى داده ها، توصيفى ـ تحليلى است .

تعریف افعال مقاربه و انواع آن:

كاد و اخوات آن" اين مجموعه عبارتند از: كاد، أوشك، كرب، عسي، حري، اخلولق، أنشأ، علق، طفق، أخذ، هبّ، بدأ، ابتدأ، جعل، قام و انبري. همچنين نحويان از ميان این افعال ، سه فعل اول (كاد، أوشك و كرب) را افعال مقاربه، و سه فعل بعد (عسي، حري و اخلولق) را افعال رجاء، و بقيه را افعال شروع ناميده‏اند، كه در مجموع به همه اين افعال، از باب تغليب، افعال مقاربه مي‏گويند . (شکیب انصاری:1381،50)

« کاد » فعلی است که برسرمبتدا و خبر در می آید و عمل « کان » را انجام می دهد، یعنی: مبتدا را رفع می کند- و اسم کاد نامیده می شود- وخبر را نصب می دهد- وخبرکاد نامیده می شود-، مانند: «کادَ الفارسُ یَسقُطُ»[= نزدیک بود

 که اسب سوار بیفتد]؛ و «یکادُ المَطَرُ ینزل» »[= نزدیک است که باران ببارد] . (شرتونی:1385،90)

شانزده فعل وجود دارد که عمل «کاد» را انجام می دهد و اخوات کاد نامیده می شوند، و عبارتند از: « أوشك، كرب، عسي، حري، اخلولق، شرع، أنشأ، علق، طفق، أخذ، هبّ، بدأ، ابتدأ، جعل، قام و انبري» . (همان:1385،90)

 

 

فعل كاد/يكاد از دیدگاه نحوى:

در كتاب هاى نحوى فعل «كاد/يكاد» از افعال مقاربه به شمار آمده است. افعال مقاربه همانند افعال ناقصه، افعال قلوب، حروف مشبهة بالفعل، «لا»ى نفى جنس و حروف مشبهة به ليس از نواسخ اند. نواسخ بر سر مبتدا و خبر درمى آيند و با تغييراعراب آنها، مبتدا را اسم و خبر را خبر خود قرار مى دهند. هريك از اين نواسخ، ويژگى هايى دارند. (آسه:1389،2)

ويژگى فعل كاد/ يكاد در اين است كه وقتى بر مبتدا و خبر درمى آيد علاوه بر تغيير اعراب آن دو (رفع مبتدا و نصب خبر) از نظر معنى نيز اثرگذار است؛ بدين صورت كه بر نزديكى وقوع خبر براى اسم دلالت مى كند. مثلاً وقتى فعل «يكاد» بر جمله اسميه «الوقت ينقضى» يعنى «زمان پايان مى يابد» درآيد (يكاد الوقت ينقضى) افزون بر اينكه «الوقت» را اسم خود قرار مى دهد و مرفوع و، «ينقضى» را منصوب مى سازد و خبر خود قرار مى دهد، در معنى آن جمله نيز تأثير مى نهد؛ بدين صورت كه بر «نزديك بودن انقضاى وقت» دلالت دارد. به همين دليل مترجمان قرآن در ترجمه فعل كاد / يكاد و صيغه هاى آن دو، از معادل «نزديك بود/ است» استفاده كرده اند؛ يعنى هنوز عمل در گذشته رخ نداده است و در آينده نيز رخ نخواهد داد. (همان:1389،3)

افعال مقاربه در ترجمه:

استفاده از افعال مقاربه، مخصوصاً «کاد/یکاد» در عربی حکایت از آن دارد که گوینده از قطعیت مطالب خود اطمینان ندارد . در نتیجه اظهار نظر او جنبه ی تقریبی دارد؛ مثال:

1.      کادَ النّهار «أن» یَنتَصِف : روز تقریباً نزدیک بود به نیمه برسد . (ویا) روز داشت به نیمه می رسید ( یعنی دقیقاً وسط روز نبود بلکه نزدیک به نیمه ی روز بود ) .

2.      کادَ النَّعامُ یَطیرُ: نزدیک بود شترمرغ پرواز کند .

3.      لَم تَکَد تخرُجُ هذه الألفاظُ مِن بین شَفَتَیّ حتَّی رَفَسَنی آخَرُ برجلِهِ : هنوز این کلمات از دو لبم خارج نشده بود که مرد دیگری مرا با لگد زد (یعنی این الفاظ کاملاً از دهانم خارج نشده بود) .

 

4.      فی هذهِ القصائدِ الخَمسِ تَکادُ تَجتَمِعُ خصائصُ الَمدحِ : در این پنج قصیده تقریباً خصوصیات مدح جمع می شود .

5.      ﴿ یَکادُ البرقُ یَخطَفُ أبصارَهُم : نزدیک است برق روشنی چشمهایشان را برباید . (معروف:1390، 211)

منفی کردن «کادَ» به چند صورت امکان پذیر است، ازجمله:

1.        «ماکادَ» + مضارع فعل مورد نظر . مثال : ماکدتُ أرشِفُ رشفة ً حتّی فُتحَ البابُ : هنوز لبی تر نکرده بودم که در گشوده شد .

2.      لَم تکد + مضارع فعل مورد نظر . مثال : لم تکد الفتاة تبعُدُ عن المدینة حتی عاد أبوها : هنوز آن دختر از شهر دور نشده بود که پدرش بازگشت .

3.      یکادُ + «لا» ی نافیه + مضارع فعل مورد نظر . مثال : نحن الذین صرفوا معظم العمر فی المدن الآهلة نکادُ لا نعرف شیئاً عن معیشةِ سکان القری : ما کسانی هستیم که بیشتر عمر خود را در شهرهای پرجمعیت سپری کرده ایم، تقریباً چیزی از معیشت روستانشینان نمی دانیم . (همان:1390،212-211)

دو فعل « أوشک و کرب » مترادف « کاد » هستند؛ اما استعمال « کاد » بیشتر است؛ مثال :

·         کَرَبَ اللّیلُ یَنقَضی : نزدیک بود شب به پایان رسد .

·         أوشکَ المَطَرُ أن یَنقَطِعَ : نزدیک بود باران قطع شود .

·         یوشِکُ المَطَرُ أن یَنقَطِعَ  : نزدیک است باران قطع شود .  (همان:1390،212)

فواید افعال مقاربه:

·         فعل هایی که دلالت بر نزدیکی وقوع خبر می کنند و آنها «کادَ، کَرَبَ و أوشَکَ» است .

·         فعل هایی که دلالت بر امید به وقوع خبر می کنند و آنها «عسی، حَرَی و اِخلَولَقَ» است .

·         فعل هایی که دلالت بر شروع درخبر می کنند و آنها «شَرَعَ» تا آخرهستند .

به همه ی این فعل ها، افعال مقاربه گویند، از باب نهادن نام بعض، بر کلّ .(شرتونی:1385،91-90)

ترجمه ی فعل «كاد» در ترجمه هاى قرآن کریم:

 ﴿ لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ (توبه،117)

خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدّت [در جنگ تبوك] از او پيروى كردند، نمود بعد از آنكه نزديك بود دل هاى گروهى از آنها، از حقّ منحرف شود [و از ميدان جنگ بازگردند .(مكارم شیرازی:1385،205)

·         ﴿ وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئا قَلِيلاً ( اسراء،74)

و اگر تو را استوار نمى داشتيم، قطعاً نزديك بود كمى به سوى آنان متمايل شوى .(فولاوند:1388،289)

·         ﴿ وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (قصص، 10)

و دل مادر موسى را به كلى [از اميد و شكيب] خالى شد، چنان كه اگر دلش را گرم نمى كرديم كه از باوردارندگان باشد، نزديك بود راز او را آشكار كند . (خرمشاهی:1387،386)

·         ﴿ وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ( اسراء،73)

و البته كه نزديك بود [با وسوسه هاى خود ]تو را از آنچه به سويت وحى كرده ايم بلغزانند .(زمانی:1387،289)
چنان كه ملاحظه مى شود همه ی مترجمان در ترجمه ی فعل «كاد» و صيغه هاى آن در آيات مزبور از معادل «نزديك بود» استفاده كرده اند.

 

ترجمه ی فعل «یكاد» در ترجمه هاى قرآن کریم:

·         ﴿ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيُ ( نور،35)

نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود .(مكارم شیرازی:1385،354)             

·         ﴿ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ (نور،43)

نزديك است روشنى برقش چشم ها را ببرد (فولادوند:1388،355)             

·         ﴿ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ (مریم، 90)

نزديك است كه آسمان ها از [ناروايى] آن پاره پاره شوند .  (خرمشاهی:1387،311)                

·         ﴿ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ (نور، 43)

نزديك است كه فروزشِ برقِ آن [ابرها] نور ديدگان را ببرد . (زمانی:1387،355)               

چنان كه ملاحظه مى شود مترجمان در ترجمه ی فعل «يكاد» و صيغه هاى آن از معادل «نزديك است» استفاده كرده اند.

تا اينجا مشخص شد كه مترجمان يادشده در ترجمه ی فعل «كاد» و صيغه هاى آن از معادل «نزديك بود» و در ترجمه ی فعل «يكاد» و صيغه هاى آن از معادل «نزديك است» استفاده كرده اند. آقاى فولادوند علاوه بر استفاده از معادل «نزديك بود» در ترجمه «كاد» و صيغه هاى آن از معادل «چيزى نمانده بود» نيز استفاده كرده است. وى در ترجمه ی «كاد» و صيغه هاى آن كه ده بار در قرآن به كار رفته است، در نُه مورد در سوره هاى فرقان: 42؛ قصص: 10؛ اسراء: 73و76؛ توبه: 117؛ صافات: 56؛ جن: 19؛ اعراف: 150؛ بقره: 71؛ از معادل «چيزى نمانده بود» استفاده كرده است. و در يك مورد در سوره اسراء: 74 معادل «نزديك است» را به كار برده است. اين مترجم در ترجمه ی «يكاد» و صيغه هاى آن كه نُه بار در قرآن تكرار شده، در سوره مريم: 90؛ شورا: 5؛ حج: 72؛ و قلم: 51 از معادل «چيزى نمانده» استفاده كرده است و در سوره هاى بقره: 20؛ نور: 35و43: و ملك: 8 معادل «نزديك است» را به كار برده است. معلوم نيست به چه سبب اين مترجم در ترجمه «كاد/ يكاد» و صيغه هاى آن از دو معادل بهره گرفته است. (آسه:1389،4)

آقاى كريم زمانى نيز همانند آقاى فولادوند از دو معادل «نزديك بود» و «چيزى نمانده بود» در ترجمه «كاد» و صيغه هاى آن در سوره هاى اسراء: 74و76؛ صافات:56 و بقره: 71 و از دو معادل «نزديك است» و «چيزى نمانده» در ترجمه «يكاد» و صيغه هاى آن در سوره هاى مريم:90؛ شورا: 5؛ و ملك: 8 بهره برده است. مشخص نيست چرا وى نيز در ترجمه «كاد/ يكاد» و صيغه هاى آن از دو معادل استفاده كرده است. (همان:1389،5-4)

در ترجمه آيت اللّه مكارم شيرازى در ترجمه ی  اين آيه « وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُاللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدا » (سوره ی جن، آیه ی19)؛ اشكال ديده مى شود. ترجمه ی او از اين آيه چنين است: «و اينكه هنگامى كه بنده خدا [محمّد صلى الله عليه و آله] به عبادت برمى خاست و او را مى خواند، گروهى پيرامون او به شدت ازدحام مى كردند.» اين مترجم در ترجمه ی فعل «كادوا» این آیه از معادل «نزديك بود» استفاده نكرده است. به بيان ديگر وى اين فعل را در اين آيه ترجمه نكرده است. ترجمه وى از اين آيه چنين است: «و چون بنده خدا [محمّد صلى الله عليه و آله ]به خواندن او برمى خاست [مشركان] يكباره بر او ازدحام كرده و بر سر او گرد مى آمدند [و به آزار و مسخره او مى پرداختند].» از آنجا كه وى فعل «كادوا» را در اين آيه ترجمه نكرده است، عمل ازدحام انجام شده تلقّى شده است. در صورتى كه با وجود فعل «كادوا» عمل ازدحام صورت نگرفته است. (فرزانه:1385،5)

معانی مثبت و منفی فعل مقاربه ی «کاد/یکاد»در زبان قرآنی:

نحويان و مفسّران از نظر معنايى بين فعل مثبت «يكاد» و منفى آن «لايكاد» و «لم يكد» فرق نهاده اند؛ بدين صورت كه وقتى در جمله اى فعل «يكاد» به كار رود معناى آن اين است كه عمل هنوز انجام نشده است. مثلاً معناى آيه «تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ»(مريم، 90) اين است كه «نزديك است كه آسمان ها از سخن آنان بشكافند.» سخن آنان اين بود كه خدا براى خود فرزندى برگرفته است «وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدا.» (مريم، 88) خداوند براى آنكه ناروايى و زشتى سخن آنان را بيان بفرمايد، فرمود: از بس كه سخن آنان ناروا و دور از منطق است جا دارد آسمان ها به سبب آن پاره پاره شوند. پس، آسمان ها شكافته نشده اند. بنابراين، كاربرد فعل «يكاد» در آيات بدين معناست كه آن عمل موردنظر هنوز انجام نگرفته است. (همان:1385،6)

اما وقتى به صورت منفى (لايكاد، لم يكد) به كار رود معناى آن اين است كه عمل هنوز در آستانه انجام شدن نيست چه برسد به اينكه انجام شود. يعنى آن عمل انجام نمى شود. برخى از مفسّران در معناى جمله «لَمْ يكَدْ يراها» در آيه «إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا»(نور: 40) گفته اند كه «لَمْ يكَدْ يراها» مبالغه در معناى «لَمْ يراها» است. و اين مبالغه در معنا، به سبب وجود فعل «يكاد» است. پس در ترجمه آن «لَمْ يكَدْ يراها»، نهادن معادل «نزديك نيست» به جاى «لَمْ يكَدْ» ترجمه رسا و گويا و درستى نخواهد بود و به هيچ روى مبالغه بيان شده را نخواهد رساند. (آسه:1389،6)

به نظر نگارنده معادل رسا و گويا و صحيح براى فعل «لايكاد و لم يكد» فعل «نمى تواند» است. مثلاً در معناى جمله «لَمْ يكَدْ يراها» بايد گفت: نمى تواند آن را ببيند؛ زيرا «لَمْ يراها» به معناى «آن را نمى بيند» است و معناى مبالغه اى آن با وجود فعل «يكاد» (لَمْ يكَدْ يراها) «نمى تواند آن را ببيند» خواهد بود.

با بررسى اى كه در معادل هاى فارسى فعل «لَمْ يكَدْ» در نسخه هاى خطى كهن قرآن محفوظ در كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى شده است، در يكى از نسخه ها در ترجمه فعل «لَمْ يكَدْ» از معادل «نتواند» استفاده شده است؛15 در سه نسخه از اين نسخه ها در ترجمه فعل «لايكاد» (ابراهيم: 17) از معادل «نتواند»16 و در يكى از اين نسخه ها در ترجمه «لايكادون» (نساء: 78 و كهف: 93) به ترتيب از معادل «نتوانستند» و «نتوانند» استفاده شده17 و اين، تأييدى است بر مدعاى بيان شده برخى از مترجمان به پيروى از شكل مثبت «يكاد» كه در ترجمه آن از معادل «نزديك است» استفاده كرده اند، در شكل منفى آن (لايكاد) نيز از همين معادل استفاده نموده اند كه صحيح نيست؛ زيرا در اين صورت اساسا عملى واقع نمى شود تا از معادل «نزديك است» استفاده شود. (همان:1389،7)

فعل «يكاد» در قرآن چهار بار با «لا»ى نافيه (لايكاد) و يك بار با «لم» جازمه (لم يكد) منفى شده است. ما در ادامه نگاهى خواهيم كرد به ترجمه ی «لايكاد» و «لم يكد» در ترجمه هاى پيش گفته معادل «لايكاد» و «لم يكد» يكى از آياتى كه در آن فعل «لايكاد» به كار رفته، آيه « يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ » (ابراهيم،17) است.

آيت اللّه مكارم شیرازی اين آيه را چنين ترجمه كرده است: «به زحمت جرعه جرعه آن را سرمى كشد و هرگز حاضر نيست به ميل خود آن را بياشامد.» «حاضر نيست» معادل صحيحى براى فعل منفى «لايكاد» نيست. (مكارم شیرازی:1385،257)

مترجمان ديگر آقايان فولادوند،خرمشاهى و كريم زمانى به درستى در ترجمه «لايكاد» از معادل «نمى تواند» استفاده كرده اند. ترجمه آنان از اين قرار است:

·         آن را جرعه جرعه مى نوشد و نمى تواند آن را فرو برد . ( فولادوند:1388،257)

·         كه آن را جرعه جرعه بنوشد و نتواند فرو ببرد . (خرمشاهی:1387،257)

·         [و با هزار رنج و زجر] آن را جرعه جرعه مى نوشد و [از بوى تعفن و طعم زننده اش] نمى تواند آن را فرو دهد . (زمانی:1387،257)

·         ترجمه ی پيشنهادى: «آن را جرعه جرعه مى نوشد و نمى تواند آن را فرو ببرد» .

يكى ديگر از آياتى كه در آن فعل «لايكاد» به كار رفته، « وَلَا يَكَادُ يُبِينُ » (زخرف، 52) است.

خرمشاهى اين آيه را چنين ترجمه كرده است: «و نزديك نيست كه سخن واضح بگويد.» وى در ترجمه «لايكاد» از معادل «نزديك نيست» كه معادل فعل «يكاد» است بهره گرفته است. چنان كه بيان شد در ترجمه فعل «لايكاد» بايد از معادل «نمى تواند» استفاده كرد. جاى بسى تعجب است كه وى در آيه 17 سوره ابراهيم در ترجمه فعل «لا يكادُ» معادل «نتواند» را نهاده، اما در اين آيه (زخرف: 52) از معادل «نزديك نيست» استفاده كرده است. (خرمشاهی:1387،493)

مترجمان ديگر آقايان مكارم، فولادوند و كريم زمانى آيه را درست ترجمه كرده اند:

·         «و هرگز نمى تواند فصيح سخن بگويد» (مكارم شیرازی:1385،493)

·         «و نمى تواند درست بيان كند» ( فولادوند:1388،493)

·         «و نمى تواند واضح سخن بگويد» ( زمانی:1387،493)

·         ترجمه ی پيشنهادى: «و نمى تواند به درستى سخن بگويد.»

آيه ديگرى كه در آن فعل «لايكاد» آمده، « فَمَالِ هَـؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً » (نساء،78) است.

مكارم شیرازی در ترجمه ی اين آيه چنين نگاشته است: «پس چرا اين گروه حاضر نيستند سخنى را درك كنند.» در اين ترجمه نيز معادل «حاضر نيستند» نمى تواند معادل فعل «لايكاد» باشد. (مكارم شیرازی:1385،90)

فولادوند: [آخر ]اين قوم را چه شده است كه نمى خواهند سخنى را [درست] دريابند.» ترجمه فعل «لايكاد» به «نمى خواهند» صحيح نيست. ( فولادوند:1388،90)

خرمشاهى: «اين گروه را چه مى شود كه به نظر نمى رسد سخنى دريابند.» وى در ترجمه فعل «لايكاد»، «به نظر نمى رسد» نهاده است كه صحيح نيست. (خرمشاهی:1387،90)

كريم زمانى: «اين گروه را چه مى شود كه به نظر نمى رسد سخنى دريابند.» اين مترجم نيز در ترجمه فعل «لايكاد»، «به نظر نمى رسد» نهاده است كه صحيح نيست. ( زمانی:1387،90)

·         ترجمه ی پيشنهادى: «پس اين مردم را چه شده كه نزديك است هيچ سخنى را درنيابند.» او در ترجمه فعل «لايكاد» در اين آيه همانند آيه 52 سوره زخرف، معادل «نزديك است» را نهاده است.

چهارمين آيه اى كه در آن فعل «لايكاد» وجود دارد، آيه ی« وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْما لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً »(كهف،93) است.

مترجمان،آقايان مكارم، زمانی، فولادوند و خرمشاهى، از اين آيه ترجمه ی درستى ارائه نكرده اند. ترجمه ی آنان از اين قرار است:

مكارم شیرازی: « و در كنار آن دو [كوه] قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمى فهميدند [و زبانشان مخصوص خودشان بود].» در اين ترجمه نيز فعل «لايكاد» ترجمه نشده است. ديگر آنكه فعل «يفقهون» به صورت منفى ترجمه شده است، در صورتى كه حرف نفى «لا» بر سر فعل «يكاد» درآمده است.

خرمشاهى: «و در پيش آن دو مردمانى را يافت كه زبان نمى فهميدند.» وى نيز معادلى به جاى فعل «لايكاد» ننهاده است و فعل «يفقهون» را به صورت منفى ترجمه كرده است.

كريم زمانى: « و در كنار آن قومى را يافت كه هيچ زبانى را نمى فهميدند. » در اين ترجمه نيز اشكال ترجمه ی قبلى ديده مى شود. اشكالى ديگر آنكه اين مترجمان از اين آيه كه از نظر ساختار با آيه 78 سوره نساء يكى است، ترجمه متفاوتى به دست داده اند.

در اين ميان، آقاى فولادوند تنها مترجمى است كه از اين آيه ترجمه ی صحيحى به دست داده است. ترجمه ی وى چنين است: «در برابر آن دو [سدّ]، طايفه اى را يافت كه نمى توانستند هيچ زبانى را بفهمند.»

البته وى از اين آيه 93 سوره کهف و آيه 78 سوره نساء ترجمه متفاوتى به دست داده است. اوّل آنكه در ترجمه آيه 93 سوره كهف به درستى در ترجمه فعل «لايكاد» معادل «نمى توانستند» را نهاده است، ولى در ترجمه آيه 78 سوره نساء از معادل «نمى خواهند» استفاده كرده است كه صحيح نيست. دوم آنكه در ترجمه آيه 78 سوره نساء به درستى از كلمه «درست» در داخل قلّاب استفاده كرده، اما در ترجمه آيه 93 سوره كهف از آن غفلت كرده است. (آسه:1389، 9-8)

براساس ترتيب سوره ها آخرين آيه اى كه در آن نفى فعل «يكاد» به كار رفته، « إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا » (نور،40) است.

فولادوند: «هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد، به زحمت آن را مى بيند.» گرچه وى در ترجمه فعل «لَمْ يكَدْ» از معادل «نزديك نيست» استفاده نكرده، ترجمه ی صحيحى از آن به دست نداده است؛ زيرا بيان كرديم كه نفى فعل «يكاد» («لايكاد» و «لَمْ يكَدْ») بر مبالغه در انجام نگرفتن عمل دلالت دارد؛ پس، در ترجمه ی آن بايد از معادل «نمى تواند» استفاده كرد. چنان كه همين مترجم در ترجمه فعل «لايكاد» در آيه 17 ابراهيم، 93 كهف و 52 زخرف معادل «نمى تواند» را به كار برده است.

كريم زمانى: آنچنان كه هرگاه [فرضاً] دست خود را بيرون آرد، آن [دست] را نتواند ديد [بس كه تاريكى غليظ است].»

خرمشاهى: «چون دستش را برآورد، چه بسا نبيندش.» او در ترجمه فعل «لَمْ يكَدْ» از معادل «نزديك نيست» استفاده نكرده، اما تعبير «چه بسا» در لغت به «بسيار و فراوان» معنا شده است كه در اين صورت همان معناى «نزديك است» را افاده مى كند. ديگر آنكه حرف نفى «لم» بر فعل «يكاد» درآمده و آن را مجزوم ساخته، در اين صورت فعل «لَمْ يكَدْ» را بايد به صورت نفى ترجمه كرد. اما وى فعل «يراها» را به صورت نفى ترجمه كرده است.

مکارم شیرازی:  «آن گونه كه هرگاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند.» (همان:1389،10- 9)

·         ترجمه ی پيشنهادى: « اگر دستش را بيرون آورد نمى تواند آن را ببيند. »

نتیجه گیری:

از آنچه بيان كرديم اين نتايج حاصل مى آيد :

1.        مترجمان در ترجمه ی «كاد» از معادل «نزديك بود» استفاده كرده اند و در ترجمه ی «يكاد» از معادل «نزديك است».

2.       معلوم نيست چرا آقاى فولادوند و كريم زمانى در ترجمه ی «كاد» از معادل «چيزى نمانده بود» و در «يكاد» از معادل «چيزى نمانده است» نيز استفاده كرده اند.

3.      برخى از مترجمان يادشده در مواردى معادلى براى فعل «كاد» و «لايكاد» ننهاده اند.

4.       بين فعل «يكاد»، «لايكاد» و «لم يكد» از حيث معنا تفاوت وجود دارد. «يكاد» بدين معناست كه عمل در آستانه انجام است اما انجام نمى پذيرد؛ ولى معناى فعل «لايكاد» و «لم يكد» اين است كه عمل نمى تواند انجام بگيرد، زيرا در آستانه انجام گرفتن نيست. با وجود اين تفاوت، برخى در ترجمه ی آن از معادل «نزديك نيست» استفاده كرده اند. معادل درست براى اين دو فعل «نمى تواند» است.

5.      برخى از مترجمان يادشده در مواردى فعل «لايكاد» و «لم يكد» را مثبت و در عوض فعل پس از آنها منفى معنى كرده اند.

6.       مترجمان جديد قرآن بايد پس از بررسى لغزشگاه هاى مترجمان قبل از خود، به ترجمه ی قرآن کریم بپردازند.